|
شعر
|
نسبتم را پیدا کرده ام
با چشمهایت
که فضای اتاقم را اشغال کرده اند
ومدام چراغ را خاموش می کنند
وصدای قیل وقال پلکهایت
جیغی است که به لایۀ حلزونی گوشم می کشی
حقیقت داری
البته حقیقت داری
با فضایی که خودت همیشه می خواستی
توی وزن من
با قدی که ازقدمهای تو
می کشیدم
خطی که به چشمهایم صفا می داد
نسبتم بود که تورا پیدا کرده بود
وتو با مردمکت مرا دور زدی
حالا باید ابتلایم را گم وگور کنم
لابه لای نسبتت را
که با من فراموش کرده ای...
امل بن سعید