|
شعر
|
اینجا سرداست آتش بیارید
من درکویرم، باران ببارید
یک باغ خشکم پامال آفت
روبه زوالم بذری بکارید
درکثرت خود؛ مروارید بودید
<حتی مقابر> را می شمارید*
اینها جنازه؛ من شورنابم
اما شما دل برگور دارید
اندیشۀ مرگ در قلبهاتان
وقتی به پوچی سر می سپارید
من درد دارم یعنی که هستم
منرا به دردم وا می گذارید
درانجماد نسل شمایم
اینجا چه سرداست آتش بیارید
*اشاره ای ازسوره تکاثر
عفت نظارت