|
شعر
|
ابرها شکل سگ گرفته اند
سگ می بارد
وخیابانها
فرو رفته درسگهای رنگارنگ
خودم را پیدا نمی کنم
شبیه همه شان شده ام
-: استخوانی و دم جنبانی
آسمان هم بیکاری اش گرفته
با این سگ باران شلاقی اش
سقوط می کنم درباتلاق تن هاشان
سقوط
تا آستانۀ گرسنگی شان...
عفت نظارت